کد خبر : 7653
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ - ۲:۵۹
4 views

از راه برمی‌گردم اما از تو هرگز

از راه برمی‌گردم اما از تو هرگز

باشگاه نویسندگان حوزوی خبرگزاری رسا، عباس همتی بر شاهراه آسمان پا می‌گذارماین کفش‌ها دیگر نمی‌آید به کارم آواره می‌خواهی مرا این رسم عشق استمجنونم و خود را به صحرا می‌سپارم آورده ام آه دل جا مانده‌ها راسنگینی آن بغض‌ها شد کوله بارم لب‌های خشکی روضه می‌خواند برایمبر خاک تشنه، مثل باران بهارم لبخند شوقی، نان



باشگاه نویسندگان حوزوی خبرگزاری رسا، عباس همتی

بر شاهراه آسمان پا می‌گذارم
این کفش‌ها دیگر نمی‌آید به کارم

آواره می‌خواهی مرا این رسم عشق است
مجنونم و خود را به صحرا می‌سپارم

آورده ام آه دل جا مانده‌ها را
سنگینی آن بغض‌ها شد کوله بارم

لب‌های خشکی روضه می‌خواند برایم
بر خاک تشنه، مثل باران بهارم

لبخند شوقی، نان و خرما دست من داد
از پینه‌های دست هایش شرمسارم

تیر هزار وسیصد و هشتادو هشت است
تا کربلا زخم تنت را می‌شمارم

این ازدحام شهر، خلوتگاه راز است
من هم دلم را با تو تنها می‌گذارم

من خسته نه، دلبسته ام دلبسته‌ی تو
از کربلایت پای برگشتن ندارم

از راه برمی گردم، اما از تو هرگز
یعنی که سال بعد هم؟… امیدوارم…

/۹۱۸/ی۷۰۲/س



برچسب ها : ، ، ، ، ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.