کد خبر : 6864
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۳:۳۲
10 views

ذات‌گرایی جدید؛ ایده‌ای نو و واقع‌گرایانه در تحول علوم انسانی

ذات‌گرایی جدید؛ ایده‌ای نو و واقع‌گرایانه در تحول علوم انسانی

به گزارش وسائل، چندی قبل یادداشتی از «ابراهیم دادجو» دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با عنوان «ذات‌گرایی جدید در علوم طبیعی و علوم انسانی (جنبش رئالیستی جدید)» منتشر شد. دادجو در این یادداشت با اشاره به اینکه در عرصه «فلسفه» و «فلسفه علم» سه جریان قابل تشخیص‌اند، اظهار کرده بود: این جریان‌ها شامل ذات‌گرایی


به گزارش وسائل، چندی قبل یادداشتی از «ابراهیم دادجو» دانشیار ذات‌گرایی جدید؛ ایده‌ای نو و واقع‌گرایانه در تحول علوم انسانیپژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با عنوان «ذات‌گرایی جدید در علوم طبیعی و علوم انسانی (جنبش رئالیستی جدید)» منتشر شد. دادجو در این یادداشت با اشاره به اینکه در عرصه «فلسفه» و «فلسفه علم» سه جریان قابل تشخیص‌اند، اظهار کرده بود: این جریان‌ها شامل ذات‌گرایی و واقع‌گرایی قدیم پیشانیوتنی، ضدّذات‌گرایی و ضدّواقع‌گرایی ما بعدنیوتنی و ذات‌گرایی و واقع‌ گرایی جدید مابعدکوانتومی می‌شوند.

به اعتقاد وی جریان سوم در چهل سال اخیر به ظهور رسیده و در تقابل با جریان دوم و بسط و توسعه جریان نخست، به شدت به توسعه و تقویت مابعدالطبیعه ذات‌گرایانه همت گماشته است و  ایران معاصر از جریان سوم بی‌خبر است و همین بی‌خبری عمدتاً منشأ سیطره نسبی غیرذات‌گرایی و غیرواقع‌گرایی مابعدنیوتنی بر مجامع علمی و آکادمیک است.

با توجه به اهمیت موضوع در عرصه مباحث فلسفی و از سوی دیگر امکان بحث ذات‎ گرایانه در علوم انسانی که به اعتقاد دکتر دادجو به‌ خوبی می‎تواند ما را از سیطره مباحث قرارداد گرایانه فلسفه‎ ها و فلسفه‎ علم ‎های معاصر رهایی دهد، در گفت وگویی که با وی انجام گرفته است، به این مساله پرداخته شده است:

شما در مقام استاد فلسفه و فلسفه‌علم و در جایگاه پژوهشگر علوم انسانی در سال‌های اخیر از «ذات‌گرایی جدید» به عنوان «مابعدالطبیعه جدید» و «جنبش رئالیستی جدید» که در چهل سال اخیر به بار نشسته و عمدتاً در ایران ناشناخته است سخن گفته و سه جریان ذات‌گرایی و واقع‌گرایی قدیم (پیشانیوتنی)، ضدّذات‌گرایی و ضدّواقع‌گرایی(مابعدنیوتنی)، و ذات‌گرایی و واقع‌گرایی جدید (مابعدکوانتومی) را معرفی و جریان سوم را جریان جدیدی می‎دانید که در عین سرنوشت‌ساز بودن در عرصه علوم انسانی و علوم طبیعی در ایران ناشناخته است. برای مخاطبان ما از این جریان بگویید و اینکه چه  شد که پی به وجود آن بردید؟

ببینید، فلسفه‎ ها و فلسفه‌ علم‎ های مطرح در ایران معاصر، عموماً به جریان ضدذات‌ گرایی و ضدواقع‎ گرایی مابعدنیوتنی تعلق دارند. «نیوتن»، «هیوم»، «بارکلی»، «کانت»، «پوزیتیویسم»، فلسفه‎ های تحلیلی و زبانی، عمل‎گرایی امثال «جیمز»، انسجام‎ گرایی‎ها، کل‎گرایی امثال «کواین»، فلسفه‌علم‌های «پوپری»، «کوهنی»، «لاکاتوشی»، «فایرابندی»، فلسفه‌های علوم انسانی همچون، عقل‌گرایی انتقادی امثال «پوپر»، تأویل‌گرایی امثال «شلایر ماخر» و «دیلتای»، پدیدارگرایی امثال «هوسرل» و «هایدگر»، تفسیرگرایی امثال «وبر»، انتقادگرایی امثال اهالی مکتب فرانکفورت و مدافع کنونی آن «هابرماس»، مردم‎نگارانه‎گرایی امثال «گارفینگل» و «مندلویتز»، واقع‌گرایی اجتماعی امثال «باسکار»، تأویل‎گرایی مدرن امثال «گادامر» و «ریکور»، ساختارگرایی امثال «فوکو» و «ون فراسن»، و تعداد دیگری که همگی در جرگه ضدذات‌ گرایی و ضدواقع‌ گرایی قرار دارند عموم فلسفه‌ها، فلسفه‌ علم‌ ها و فلسفه‎های علوم انسانی معاصر را تشکیل می‏ دهند.

از حدود سال‌های ماقبل ۱۳۹۰ با این تفطّن که این‌گونه تفکرات عموماً غیرواقع‌ گرایانه‌ اند به دنبال شناسایی یا بازآفرینی ایده‌ای واقع‌ گرایانه بودم. بسیار گشتم و در نهایت متوجه شدم جریان جدیدی وجود دارد که ایران معاصر از آن غافل است و به جهت همسویی آن با ذات‌گرایی و واقع‌گرایی فلسفه اسلامی می‌توان آن را به خوبی در جهت پویایی و امروزین‌سازی فلسفه اسلامی، که مابعدالطبیعه ما، یعنی مبانی فلسفی کلیه تفکرات‎ ما، را تشکیل می‌دهد به‌کار گرفت. هشت سال از آشنایی من با این جریان، یعنی ذات‌گرایی جدید، می‌گذرد.

در این مدت چه دستاوردهایی از این جریان داشتید؟

در طول این هشت سال، به یاری آثار خود «ذات‌گرایی جدید» و به ویژه به یاری نمایندگان برجسته این جریان، همچون «برایان الیس» و «الکساندر برد»، دریافتم که «ذات‌گرایی جدید» مابعدالطبیعه جدیدی است. برخلاف جریان ضدذات‌گرایی و ضدواقع‌گرایی که به ذوات و خواص ذاتی داشتن واقعیت‌ها باور ندارد و معرفت ما به آن‌ها را نه مطابق با واقع بلکه طبق تعریف و قراردادی  که از آن‎ها داریم می‎داند، پس از فیزیک کوانتوم، جریان ذات‌گرایی جدید به این تفطّن درست راه یافته است که اشیاء (اعم از اشیاء میکروسکوپی و ماکروسکوپی) دارای ذوات و خواص ذاتی‌اند و شناخت ما از آن‌ها شناخت ذوات و خواص ذاتی‌ای است که جزوی از واقعیت آن‌ها را تشکیل می‌دهند و از آنجا که شناخت ما شناخت جزوی از واقعیت آن‌ها است شناختی مطابق با واقع آن‌ها و شناخت درستی است.

دراین‎صورت، برخلاف ضدّذات‌گرایی و ضد واقع‌گرایی که معرفت ما به اشیاء را معرفتی طبق دیکته، طبق تعریف، طبق قرارداد و بنابراین نسبی‌گرایانه می‌داند، ذات‌گرایی جدید بر این باور درست است که معرفت ما از اشیاء معرفتی طبق واقع آن‌ها و بنابراین معرفتی صادق و غیرنسبی‎گرایانه است.

اما ذات‌گرایی جدید این ایده را نه فقط در امور طبیعی و علوم طبیعی بلکه در امور انسانی و اجتماعی و علوم انسانی و اجتماعی نیز رایج می‌داند. ذات‌گرایی جدید، علاوه بر مادیات، مجرداتی مثل خدا، نفس و عقل را نیز دارای ذوات و خواص ذاتی واقعی و اعتباریات علوم اجتماعی را دارای ذوات و خواص ذاتی اعتباری می‌داند. به جای اینکه محض اعتبار و قرارداد باشند اعتباراتی‎اند که بر واقعیت‎ها قائم‌اند.

ذوات و خواص ذاتی مادیات و مجردات و بخصوص ذوات و خواص ذاتی آدمی منشاء عاملیت انسان بوده و انسان بر پایه همان ذوات و خواص ذاتی به اعتباراتی دست می‎زند. این اعتبارات دارای ذوات و خواص ذاتی طبق اعتبار آدمی می‌شوند و از این طریق بحث از این‌گونه اعتبارات به جای اینکه بحثی صرفاً قراردادی و نسبی‌گرایانه باشند بحثی قائم به ذوات و خواص ذاتی آدمی بوده و دست‌کم در اعتباریاتی که عموم انسان‌ها دارند به ذوات و خواص ذاتی عموم انسان قائم می‌شوند.

در این هشت سال دریافتم که فلسفه‌ ها، فلسفه‌ علم‌ ها و فلسفه‎ های علوم انسانی معاصر اندیشه‌هایی غیرواقع‌ گرایانه‌ اند و بهره‌برداری از آن‌ها ما را به بیراهه خواهد برد، همانطور که غالب کسانی که از آن‌ها بهره برده‌اند به بیراهه رفته‎اند و می‌روند. در این هشت سال دریافتم که با اخذ، تحلیل، نقد و بازسازی «ذات‌گرایی جدید» به خوبی می‌توانیم فلسفه اسلامی را از عقب ماندگی و عدم پویایی رهایی داده و به فلسفه اسلامی پویا و امروزین راه یابیم. در این صورت نگاه ما به علوم طبیعی و علوم انسانی واقع‌بینانه خواهد بود.

مگر نگاه ما به علوم طبیعی و علوم انسانی غیرواقع‌ بینانه است؟

اندیشمندان و نَه دانشمندان، عمدتاً تحت تأثیر فلسفه‌ ها و فلسفه‌ علم‌ های معاصر، همچون قراردادگرایان، ذرات میکروسکوپی را نَه موجود بلکه قرارداد می‌دانند. از نظر آنان، امثال الکترون، پروتون، اتم، عنصر، کروموزم، ویروس و مولکول دارای وجودی واقعی نیستند، بلکه برای اینکه بتوانیم فرایندهای طبیعی را توضیح دهیم آن‌ها را فرض و قرارداد کرده‏‌ایم. از این‎روی توضیحی هم که از آن‌ها می‌دهیم نه مطابق با واقع آن‌ها بلکه مطابق با تعریف و قراردادی که از آن‌ها داریم خواهد بود. این دیدگاه به تدریج به اشیاء ماکروسکوپی نیز سرایت کرد و اکنون آنان عمدتاً شناخت ما از اشیاء را نه طبق واقع آن‎ها و درست بلکه طبق تعریفی که از آن‌ها داریم و در نهایت بهترین توضیح در نزد دوستداران اینگونه توضیحات می‎دانند.

این‌گونه نگاه غیرواقع‎ بینانه به علوم انسانی نیز سرایت کرده است. در علوم انسانی نیز امور انسانی را صرف قرارداد بین انسان‎ها می‎دانند و از این‎ روی شناخت ما از انسان‎ها را طبق قرارداد و تعریفی که از آن‎ها داریم به شمار می‎آورند. در این صورت هر گروه و فرقه‎ ای شناخت از امور انسانی را طبق گروه و فرقه خود، و به اصطلاح طبق پارادایم خود، تعریف و توضیح خواهد داد و به جای اینکه از امور انسانی دارای فهم مشترکی باشیم دچار نسبی‎ گرایی شده و هر گروه و فرقه‌ای امور انسانی را طبق پارادایمی که با سایر پارادایم‎ها قابل قیاس و سنجش نیست توضیح خواهد داد. در این صورت هیچ‎کس و هیچ‌گروهی نمی‎تواند مدعی شناخت درست امور انسانی باشد. در نتیجه به این باور دچار خواهند بود که شناخت درست انسان و امور انسانی غیرممکن است.

آیا «ذات‌گرایی جدید» می‎تواند منجر به نگرشی واقع‎بینانه در عرصه‌های علمی ما شود؟

ذات‌ گرایی جدید صورت پیشرفته ذات‌ گرایی قدیم و ذات‌گرایی در فلسفه اسلامی است. ذات‌گرایی جدید و به ‌ویژه تحلیل، نقد و بازسازی آن می‎تواند به فلسفه اسلامی پویا و امروزین رهمنون شود. فلسفه اسلامی امروزین نیز می‎تواند مبانی فکری فلسفی واقع‎ بینانه‎ای را در فهم و توضیح علوم و امور در اختیار ما قرار دهد. بر این اساس می‎توانیم دریابیم که کشف یا شناخت اشیاء و امور به شناخت ذات و خواص ذاتی آن‎ها است. شناخت مادیات و مجردات به شناخت ذات و خواص ذاتی واقعی آن‏ها و شناخت اعتباریات به شناخت ذات و خواص ذاتی اعتباری آن‎ها است. اعتباریات علوم اجتماعی نیز آنجا که اعتبارات تجربی‎اند به تجربه، آنجا که اعتبارات عقلی‎اند به عقل و آنجا که اعتبارات نقلی‌اند به نقل و منابع منقول دینی و غیردینی وابسته‎اند.

 در این هنگام، در بحث ارتباط علم و دین، معلوم می‎شود که کشف یا شناخت کدامین اشیاء یا امور به علم و کدامین اشیاء یا امور به دین وابسته است. و آیا رسالت دین بر معرفی و شناسایی هر چیزی (اعم از تجربی، عقلی، نقلی) است یا فقط بر معرفی و شناسایی اموری است که در جهت سعادت و آخرت آدمی قرار دارند.

به خوبی می‌توان دریافت که شناخت مادیات به شناخت ذوات و خواص ذاتی آن‎ها از راه تجربه است و دین آن را به تجربه سپرده است، شناخت مجردات به شناخت ذوات و خواص ذاتی آن‌ها از راه عقل است و دین آن را به عقل سپرده است (و البته آنجا که در جهت هدایت آدمی باشند دین نیز از باب اینکه تأییدکننده عقل و جزوی از عقل و بلکه رئیس‎العقلاءاست سهیم است) و شناخت اعتباریات به ذوات و خواص ذاتی اعتباری آن‌ها است، منتهی اعتباریات تجربی از راه تجربه، اعتباریات عقلی از راه عقل، اعتباریات نقلی بشری از راه منابع منقول بشری، و اعتباریات نقلی دینی از راه منابع منقول دینی به دست می‌آیند.

دین هرچند از همه منابع تجربی، عقلی، و نقلی، در جهت هدایت آدمی بهره برده است، امور تجربی را با تأیید تجربه، امور عقلی را با تأیید و آنجا که لازم باشد با تهذیب عقل، و امور نقلی دینی را با تأسیس نقلی خود به کار گرفته است.

 بازسازی«ذات‌ گرایی جدید» و فلسفه اسلامی امروزین به درستی نشان می‎دهند که چگونه می‎توان، در عرصه علوم، از امثال علوم طبیعی، علوم انسانی، و علوم انسانی اسلامی، و در عرصه امور از امثال الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و تمدن نوین اسلامی، توضیحات و راهکارهای واقع‎بینانه ‏ای به دست داد و بدین‌ترتیب مسائل و مشکلات اجتماعی را به نحوی واقع‌بینانه حلّ و فصل کرد.

به طور کلی برای شناسایی و بازسازی جریان «ذات‌گرایی جدید» چه فعالیت‌هایی تاکنون داشتید؟

نخست تأثیرگذارترین کتاب این جریان در عرصه علوم طبیعی، یعنی ذات‌گرایی علمی (Ellis, Brian, Scientific Essentialism, Oxford, ۲۰۰۱) ، را مورد ترجمه و پژوهش قرار داده و در شرف چاپ قرار داده ‏ام. دوم تأثیرگذارترین کتاب این جریان در عرصه علوم انسانی و علوم اجتماعی، یعنی انسان‎گرایی اجتماعی، مابعدالطبیعه جدید (Ellis, Brian, Social Humanism, A new metaphysics, Routledge, ۲۰۱۲)، را در دست ترجمه و پژوهش دارم.

همچنین مقاله ‎ای تحت عنوان «ذات‎ گرایی جدید در فلسفه علم معاصر (جریانی مهم اما ناآشنا در ایران معاصر)» را در نشریه «ذهن»، شماره ۷۴، تابستان ۱۳۹۷، منتشر ساخته‎ام. این مقاله را به همراه ترجمه شش مقاله جدید مربوط به جریان ذات‎گرایی جدید تحت عنوان «ذات‌گرایی جدید در فلسفه علم معاصر» در شرف چاپ دارم در پی بازسازی معرفت‎شناسی ذات‎گرایی جدید، تحقیق «واقع‎گرایی در علوم انسانی اسلامی» را در شرف چاپ، و تحقیق «ذات‎گرایی جدید و حدود تأثیر دین بر علوم» را در دست تحقیق دارم. (ناشر همه این آثار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است.) چندین مقاله تألیف شده نیز دارم که برخی محدودیت‌ها مانع انتشار آن‎ها است.

فکر می‎کنید در جهت اشاعه و بازسازی جریان «ذات‎گرایی جدید» چه اقداماتی باید در عرصه علمی کشور صورت پذیرد؟

جریان «ذات‎گرایی جدید» جریان واقع‌گرایانه ‏ای در مقابل تقریباً کل فلسفه‌ها، فلسفه‌علم‎ها و فلسفه‌های علوم انسانی غیرواقع‎گرایانه معاصر است. ضرورت دارد خود پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سایر مراکز آموزشی و پژوهشی مرتبط با فلسفه، فلسفه‌علم و فلسفه‌های علوم انسانی در جهت شناسایی، بازسازی، و بهره‌برداری از این جریان سرمایه‎گذاری‎های علمی و مالی  بالایی را معمول دارند. در این ‌صورت می‎توان امیدوار بود که بخش اعظم مجامع علمی و آکادمیک کشور بتوانند خود را از ناواقع‌گرایی رها سازند./۹۱۰/۲۴۱/ح

 

منبع: مهر



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.